پيوند هلند
 
|
 


 

هفتمين همايش پژوهش در فرهنگ باستان
27 تا 31 اکتبر 2004 بروکسل - بلژيک

گزارش هفتمين همايش پژوهش در فرهنگ زرتشت و تمدن باستان ايران و کشورهای آسيای ميانه
از چهارشنبه 27 اکتبرتا 31 اکتبر 2004
دانشگاه بروکسل- بلژيک (ULB)


سی و دو نفراز بهترين کارشناسان که از 13 کشور آمده بودند در درازای 5 روز و 8 ساعت در روز تمام جنبه های زرتشت شناسی و فرهنگ کهن ايران و کشور های آسيای ميانه را بازرسی و برسی کردند

هجده نفر در برابر انبوهی از جمعيت در کانون سدره پوشی نمودند و4 نفر گواه گيری کردند.

پنجشبه شب 28 اکتبر به افتخار ميهمانانی که از خارج آمده بودند و برای معرفی «کانون اروپائی برای آموزش جهان بينی زرتشت» ، کانون ضيافت گرم و دوستانه ای را در مکان خود که در دل تاريخی و زيبای بروکسل واقع شده برگزار کرد.

شنبه شب30 اکتبر در چهار چوبه همايش درآمفی تئاتر دانشگاه يک شب فراموش نشدنی در دو بخش با شرکت بيش از 300 نفر و هنرمندانی که از سراسر اروپا دست چين شده بودند بوسيله کانون ارمغان شد: رقص در هفت صحنه بر سروده های عاشقانه از نظامی گنجوی« خسرو و شيرين» و فردوسی توسی « سهراب و گرد آفريد» و موسيقی گاهانی ايرانی مورد استقبال بسيار زياد قرار گرفت .

گسترده ای از گزارش ها
بخش آگاهی رسانی کانون اروپايي برای آموزش جهان بينی زرتشت


از چهارشنبه27 اکتبر تا يکشنبه 31 اکتبر 2004 در زير يک سقف 32 نفر از بهترين پژوهش گران و دانشمندان در زمينه زرتشت شناسی و تمدن ايران باستان از 13 کشور آمريکا، انگلستان، فرانسه، ايران، افغانستان، سوئد، نروژ، دانمارک، آلمان، اسرائيل، بلژيک، استراليا ،اسپانيا همراه با بسياری ديگر از مهمانان گرانمايه، کوشندگان فرهنگی و دوستداران از 17 کشور گوناگون در سالن سخنرانی دانشگاه بروکسل در بلژيک گرد هم آمده بودند تا برای 5 روز آخرين پژوهش های خود را بگوش همگان برسانند، با يکديگر ديدار تازه کنند يا با هم آشنا شوند .

در اين همايش جای 13 نفر از پژوهشگران تاجيکی که برای شرکت در همايش نام نويسی کرده و خود را برای آمدن آماده کردند خالی بود، دليلش دير کرد برای گرفتن رواديد (ويزا) بود. تا آخرين روز هم آنها که هم بليط هواپيمای خود را رزو کرده و هم برای آنها در بروکسل هتل گرفته شده بود هنوز اميدوار بودند که ويزای آنها در شهر دوشنبه آماده شود و حتی برای يک روز هم که شده به همايش بيايند. ولی بدبختانه با تمام کوششی که شد، به جهت کاغذ بازی و سختگيريهای بی مورد رواديد آنها سر موقع نرسيد.
به هر روی يک نگاه کوتاه به جمعيت درون سالن کافی بود تا به وجود نخبگان فرهنگ ايران در اين همايش پی برده شود و اين لحظاتی بود که بسيار کم پيش می آيد.
کيفيت اين همايش و افرادی که آمده بودند به ا ندازه ا ی زياد و پر احساس و چشم گير بود که بزرگترين و پرتيراژ ترين مجله انگليسی زبان بلژيک « بولتن» در دو صفحه و با تيتر درشت نوشت « هزاران ايرانی برای شرکت در همايش جهانی فرهنگ زرتشت به بروکسل آمده اند !». البته واژه « هزاران » درست نبود .و روزنامه نگار هم نتوانست برای اين اشتباه توضيحی بدهد جز اينکه قول داد در شماره آينده خود آنرا درست کند. ولی همين موضوع سبب گرديد تا راديو و تلويزيون های گوناگون از جمله تلويزيون روسيه در خواست مصاحبه و تهيه گزارش کنند.


همايش در ساعت9.30 بامداد با سخنان خوش آمد دکتر خسروخزاعی(پرديس) برگزار کننده همايش آغاز و گشايش گرديد. در درازای سخنان خود ايشان از شاد روان خانک عشقی صنعتی(مهرداد پارسی) که سال گزشته به گونه ناگهانی درگزشت و يکی از ياران باوفای اين همايشها بود تجليل کرد، سپس نامه ای را که پرفسور ژک دوشن گيمن که در سد کيلومتری بروکسل زندگی می کند، به همايش فرستاده بود و به علت بيماری و کهن بودن سن ( 94 ساله ) نتوانسته بود در همايش شرکت کند خوانده شد. در نامه شاد باش خود به شرکت کنندگان در همايش ايشان نوشته بود:
« زمانی که من بوسيله اعليحضرت آريا مهر به کاخ گلستان برای معرفی نخستين جلد کتاب « اکتا ايرانيکا» دعوت شده بودم متوجه سخنان چند داشجويی که آنها هم مانند من در سالن بزرگ کاخ در انتظار آمدن شاه بودند شدم. يکی از آنها از دوستش پرسيد آيا کتابی در باره آيين کهن ايران وجود دارد؟ دوستش به او پاسخ داد بلی. يک نفر بنام دوشن گيمن آنرا نوشته ولی چند سالی است که او مرده! من که سخنان آنها را می شنيدم گفتم دوشن گيمن من هستم و زنده در برابر شما ايستاده ام. امروز 40 سال از اين ماجرا می گزرد و من هنوز زنده هستم تا به شما سروران گرامی بهترين شاد باشها را ارمغان کرده و آرزوی پيروزی اين همايش را بکنم» .
پس از شاد باشها و ياد اوری برنامه همايش، نخستين سخنران دکتر شجاع الدين شفا که از فرانسه آمده بودند پشت تريبون قرار گرفتند. موضوع سخنان ايشان "اوستی ها" و سهم انها در گسترش ايران بود. سخنران شرح داد که اوستی ها که از مردمان ايرانی زبان قفقاز هستند و يکی از جمهوری های شوروی سابق را درست می کنند، چگونه در درازای سده ها در گسترش فرهنگ و زبان ايرانيان نقش مهمی ايفا کردند.
پس از آقای شجاع الدين شفا خانم فتانه فريد که از کاليفرنيا به بروکسل امده بودند رشته سخن را درباره نقش زن "در دين بهی" در دشت گرفنتد ايشان ياد آور شدند که زن و مرد در آيين زرتشت کاملن برابر هستند و هيچ کدام بر ديگری برتری ندارند.
پس از پايان سخنرانی خانم فريد فيلم 15 دقيقه ای و زيبای "فرمان آزادی کورش بزرگ" که به مناسبت سه هزار سال فرهنگ زرتشت بوسيله يونسکو برگزار شده بود نشان داده شد. اين فيلم در واشنگتن از سوی انجمن زرتشتيان مقيم آن شهر تهيه شده که به کانون ما يعنی کانون اروپايي برای آموزش جهان بينی زرتشت فرستادند در اين فيلم رقص بسيار زيبايي که از دوران هخامنشييان الهام گرفته شده بود و موسيقی گيرنده ای که آن را همراهی می کرد بسيار مورد توجه قرار گرفت. ما بار ديگر از انجمن زرتشتيان شمال آمريکا که اين فيلم را با پست فوری برای ما فرستادند سپاسگزاريم.
پس از نمايش اين فيلم و آسودگی و صرف قهوه و چای و نوشيدنيها آقای آتور ترابی که نوازنده ستار و موسيقی دان هستند و مقيم فرانسه می باشند سخنرانی خود را درباره "ساختار موسيقی گاتها و پيوند آن با وداهای هند" آغاز کردند. چندی از زبان شناسانی که در همايش بودند با نتيجه گيری ايشان که می گفتند وزن درگاتها پيدا نکرده اند همسو نبودند.
پاسخوری اين بخش از برنامه بامدادی بوسيله خانم سوسن بهنام از فرانسه انجام گرفت و ساعت يک پس از نيمروز همگی برای صرف نهار به رستوران دانشگاه روانه گشتند.

سخنرانی های روز چهارشنبه پس از نهار در ساعت 14.30 با سخنان دکتر آبتين ساسانفر از فرانسه درباره آيين مزديسنا و تفاوت آن با آيين زرتشتی آغاز شد. در اين سخنرانی ايشان به چند نکته از اختلافهای مهم ميان آيين مزديسنا و زرتشتی انگشت گزاشت.
پس از آن دکتر منوچهر تهرانی از آلمان درباره جهان بينی ايرانی و تطور خط فارسی سخنان آموزنده ای بيان کرد.
پس از سخنرانی ايشان برای 20 دقيقه آسودگی اعلام شد و قهوه و نوشيدنی داده شد.
سپس آقای حسين لاجوردی درباره ايران باستان امروز و فردا گفتگو کردند و آمارهايی ارائه دادند که بسيار بحث برانگيز شد، و درگيری انديشه ای کوتاهی با عده ای از پرسشگران پيش آمدکه کمی به درازا کشيد.
پاسخوری اين بخش از برنامه بوسيله خانم ژاله دفتريان از فرانسه اجرا گرديد.
سخنرانی های روز چهارشنبه در ساعت 18.30 پس از نيمروز به پايان رسيد.

روز پنجشنبه 28 اکتبر مانند روز پيشين سخنرانی ها از ساعت 9.30 دقيقه با سخنان دکتر علی اکبر جعفری از آمريکا آغاز شد. سخنان ايشان که برای نخستين بار ايراد می گرديد درباره جای پای هخامنشيان در شاهنامه فردوسی بود در درازای اين سخنرانی دکتر جعفری چندی از انديشه های شاهنامه را با داده های باستان شناسی مقايسه کرده و نتيجه های نوينی از تاريخ بدست آورده اند که جا دارد درباره آنها بيشتر پژوهش شود.
پس از پايان سخنان دکتر جعفری که نزديک به يک ساعت به درازا کشيد، دکتر خسرو خزاعی(پرديس) از بلژيک درباره نبرد مسيحيت با زرتشت يا پايان 2000 سال کژ پنداری سخنان خود را آغاز کردند. او درباره ريشه های تاريخی اين نبرد که 2000 سال به درازا انجاميد و در دوران ما کم کم کليسای مسيحی بوسيله چندی از اشخاص با نفوذ خود دست دوستی به سوی زرتشتيان دراز کرد.
پس از اين سخنرانی برای 15 دقيقه آسودگی داده شد.
سپس بابک اسحاقی جوان پر شوری که از اسرائيل آمده بود درباره آتش زرتشت در خانه يهودی و مسيحی يک سخنرانی احساسی ايراد کرد، او در درازای سخنان خود يادآوری کرد که چگونه کورش بزرگ در شش سده پيش از ميلاد مسيح ملت يهودی را از اسارت نجات داد و بازماندگان او معبد و شهر اورشليم را بازسازی کردند، او گفت که يهوديان ايرانی مقيم اسرائيل خود را از هر ايرانی، ايراني تر می دانند.
پس از اين سخنرانی خانم مهری شاه حسينی از ايران درباره رابعه و عشق گفتگو کردند، اين بانو که خود شاعر است چندی از چکامه های زنهای شاعر گزشته را خواند.
سخنرانی ها در ساعت يک پس از نيمروز به پايان رسيد و همگی برای نهار مانند روز گزشته به رستوران دانشگاه سرازير شدند.
پاسخور اين بخش از برنامه به عهده خانم زويا مجد از سوئد واگزار شد.
پس از نهار سخنرانی ها در ساعت 14 پس از نيمروز دوباره از سر گرفته شد، و خانم شهين سراج از فرانسه گفته های خود را درباره اندرزنامه آزرباد مهر اسپندان و شعر بهار برای شنوندگان خواندند.
وسپس نوبت به آقای مهمند شيدرنگ که از آلمان آمده بودند رسيد. سخنرانی آموزنده ايشان درباره انگرا مينو يا اهريمن بود. پس از اين سخنرانی آسودگی اعلام شد و با چای و نوشيدنيهای گوناگون از مهمانان پزيرايی شد. پس از آسودگی دکتر شجاع الدين شفا که فيلمی را همراه خود با موضوع اسناد درباره يک فرهنگ نامه معرفی و سپس بنمايش گزاشت. اين فيلم که بمدت نزديک به يک ساعت بدرازا کشيد درباره مدارکی بود که تازگی بدست آقای شفا رسيده. ايشان در سخنان خود گفت که اگر امکانات پيدا شود می خواهند آنها را بچاپ برسانند. اين برنامه در ساعت شش و نيم بپايان رسيد.
پاسخور اين بخش از برنامه آقای آزاد اقوامی بودند.
سپس تمام سخنرانان و ميهمانانی که از خارج آمده بودند به مهمانی که کانون اروپايی برای آموزش جهان بينی زرتشت به افتخار آنها ترتيب داده بود فرا خوانده شدند. اين مهمانی در محيطی بسيار گرم و دوستانه که با شمعهای گوناگون و سفره ای بسيار رنگين در سالن کانون که در دل تاريخی و زيباترين مکان در بروکسل قرار دارد، بسيار مورد توجه حاضرين قرار گرفت. پيش از صرف شام، دکتر خسرو خزاعی (پرديس) کانون را به مهمانان معرفی کرد و از سابقه تاريخی اين مکان و سازماندهی کانون و نقش آن در پيشبرد انديشه و جهان بينی زرتشت گفتگو کرد. در ساعت دوازده نيمه شب مهمانی به پايان رسيد و همگی به هتلهايشان بازگشتند.
روز جمعه 29 اکتبر سخنرانی ها با سخنان آقای هومر آبراميان که از استراليا آمده بودند درباره رستم و سهراب از ديدگاه زرتشت آغاز شد. سخنرانيها بخاطر اعتصاب خودروهای همگانی و نبود تاکسی، يکساعت ديرتر آغاز گرديد.
سپس موبد کامران جمشيدی از سوئد درباره انسان و آگاهی از ديدگاه زرتشت سخن راند و با اسلايد آموزش های زرتشت را برای شنوندگان بازگو کرد.
پس از پايان سخنان کامران جمشيدی مدت بيست دقيقه آسودگی اعلام شد نوشيدنی صرف گرديد.
سپس دکتر محمد عاصمی از آلمان سر دبير مجله کاوه سخنان خود را درباره آيا زرتشت پيامبر بود؟ آغاز کرد. ايشان با بهره برداری از نوشته های آقای جلال الدين آشتيانی نتيحه گيری کرد که زرتشت نه پيامبر از نوع پيامبران سامی بود و نه دين از نوع اديان سامی آورد بلکه او بنيان گزار انديشه ای هست که بر پايه خرد پی ريزی گرديده..
اين سخنرانی در ساعت يک پس از نيمروز به پايان رسيد و مهمانان برای صرف ناهار به رستوران دانشگاه رفتند.
پس از ناهار، از ساعت دو و نيم دوباره سخنرانی ها آغاز شد. نخستين سخنران دکتر مسعود ميرشاهی سخنان خود را درباره روان و تن از ديدگاه پزشکان دوره ساسانی آغاز کرد و مطالبی را در اين رابطه با اوستا در ميان گزاشت.
پس از او هوشنگ اعتضاد از فرانسه درباره معماری دامغانی(ديروز و امروز) سخنان خود را ايراد کرد. ايشان که شهر شناس هستند، سخنرانی خود را بر روی استفاده از آثار تاريخی برای رونق توريستی يک شهر استوار کرده بودند. سپس آقای قاسم طالب زاده ويلونيست و آهنگساز از بلژيک درباره موسيقی در اشعار حافظ گفتگو کرد.
پاسخور اين روز خانم پروين وزيری بودند.
سخنرانی ها در ساعت 19 به پايان رسيد و برنامه شب شعر از ساعت 20 آغار و تا ساعت 23 شب ادامه پيدا کرد، اين برنامه بوسيله مسعود سپند که از آمريکا آمده بودند رهبری شد. در اين برنامه بسيار گرم و شاعرانه که با شمع و گل تزئين شده بود، خانم مهری شاه حسينی از ايران، دکتر ونديداد گلشنی از انگلستان، پيروز از بلژيک، بابک اسحاقی از اسرائيل، مسعود سپند از آمريکا و بانو همايون از آلمان با چکامه های نغز خود مجلس را گرم نمودند.
روز شنبه بامداد 30 اکتبر، روز آزاد برای ديدار از بروکسل اعلام گرديد. ولی از ساعت 14 پس از نيمروز مراسم سدره پوشی و همسر گزينی بوسيله موبدان خانم فريد، دکتر جعفری و آقای جمشيدی در مکان کانون اروپايي برای آموزش جهان بينی زرتشت انجام گرفت. در درازای اين مراسم 18 نفر به آيين زرتشت گرويدند و دو زوج گواه گيری نمودند. کانون مملو از جمعيت بود به گونه ای که گنجايش برای ورود اشخاص تازه ای بدرون کانون نبود. اين مراسم ساعت 19 پس از نيمروز به پايان رسيد.
از ساعت 20 پس از نيمروز برنامه فراموش نشدنی در آمفی تئاتر بزرگ دانشگاه بروکسل که به افتخار اين همايش ترتيب داده شده بود درد دو بخش به نمايش گزاشته شد، در بخش نخست رقص در هفت صحنه بر سروده های عاشقانه از نظامی گنجوی« خسرو و شيرين» و فردوسی توسی « سهراب و گرد آفريد» بوسيله شاهرخ مشکين قلم- کرين هروگنزالس و سميرا که از پاريس آمده بودند اجرا گرديد و مورد استقبال زياد قرار گرفت .
در بخش دوم، موسيقی گاهانی ايرانی بوسيله خانم سروش ايزدی ( از اتريش) استاد جلال اخباری (از فرانسه) و آقا ی دادمهر ( از بلژيک) با مهارت اجرا شد. اين برنامه با شکوه که رويهم سه ساعت به درازا کشيد مورد استقبال بی اندازه زياد شرکت کنندگان اروپايي و ايرانی که بسياری از راههای بسيار دور آمده بودند، قرار گرفت.

روز يکشنبه 31 اکتبر که آخرين روز همايش بود بوسيله آقای حسن مکارمی از فرانسه درباره حافظ و عشق دو جهان در ساعت 10 بامداد آغاز شد. ايشان از دو جهان مادی و مينوی از ديدگاه حافظ گفتگو کردند.
سپس دکتر ونديدا گلشنی از انگلستان درباره خواب نوشين و آخرين نوشتارهای خود سخن راندند. و پس از آن خانم ليلي کامگار پارسی از فرانسه نوشته های خود را درباره جايگاه ويژه شاهنامه فردوسی و شاهنامه شناسی در فرهنگ هند اروپايی خواندند.
اين سخنرانی در ساعت يک و 15 دقيقه پس از نيمروز به پايان رسيد و به علت بسته بودن رستوران دانشگاه روز يکشنبه برای نهار خوراک و نوشيدنی در مکان سخنرانی در دسترس سخنرانان و مهمانان گزاشته شد.
پس از نهار آقای رسول باوری که از ديپلماتهای افغانستان در گزشته بود سخنان خود را درباره بازسازی مجسمه ها باميان آغاز کرد. و نتيجه گيری اين بود که اين مجسمه ها که در کوه تراشيده شده بودند قابل بازسازی نيستند. پس از ايشان آقای دادمهر از بلژيک که از نوازندگان تمبک می باشند درباره موسيقی و ريتم و هنر تمبک نوازی گفتگو کرد.
سپس آقای کيوان خسروانی که از فرانسه آمده بودند درباره استادان هنرهای دستی و رابطه آنها با پوشاک ايرانی سخن داندند. ايشان که اسلايدهای گوناگونی از لباسهای فرح (شهربانو) ديبا نشان دادند گفت که چه کارهای زيبايی هنرمندان ايرانی اگر به آنها امکان داده شود، می توانند بکنند. سر انجام خانم زهره اسکندری که قرار بود درباره ساختمان بندی زبا گاتهايی از ديدگاه دانش موسيقی و فلسفه سرودهای مقدس گفتگو کنند به واسطه نبودن زمان کافی درباره موضوع های گوناگون در رابطه با همايش گفتگو کردند. پاسخور اين بخش از برنامه آقای مازيار قويدل بودند.
سخنرانی ها به زبان فارسی در ساعت 18 پس از نيمروز به پايان رسيد و سپس برنامه سخنرانی ها به زبان های فرانسه و انگليسی آغاز شد.
در درازای اين بخش خانم مونيک زتلاوی که تاريخدان فرانسوی هستند و از پاريس به اينجا آمده بودند و دکتر جعفری و خانم فتانه فريد و دکتر خسرو خزاعی (پرديس) برای شنوندگان فرانسوی و انگليسی زبان يک جمع بندی از کنگره همراه با چند سخنرانی ارائه دادند. خانم مونيک زتلاوی که يهودی می باشد نويسنده چند کتاب دباره زرتشت و آيين يهودی است، ايشان در شنبه 30 اکتبر در کانون سدره پوشی کردند و به آيين زرتشت رو آوردند. سخنرانی ايشان درباره 2500 سال رابطه ميان آيين زرتشت و يهودی بود. سپس آقای دکتر جعفری درباره شاهنامه گفتگو کردند و خانم فريد در باره زن و برابر بودن زن و مرد در آيين زرتشت سخن راندند و دکتر پرديس در رابطه با تأثير جهان بينی زرتشت بر مسيحيت گفتگو کردند. سپس يک بانوی هندی زرتشتی ( پارسی) ديدگاه خود را در باره پارسيان هند بيان نمود و گفت که پارسيان نياز به تحول دارند.
اين برنامه در ساعت 21 شب به پايان رسيد. در اين زمان پايان هفتمين همايش پژوهش در فرهنگ باستان و زرتشت بوسيله دبير همايش (دکتر خسرو خزاعی (پرديس) پس از اعلام شد. او در پاِيان سخنان خود از تمام همکاران خود برای برگزاری اين همايش سپاسگزاری کرد و گفت « در پايان اجازه می خواهم که از همکاران «کانون اروپايي برای آموزش جهان بينی زتشت» خانم کريستين ويندال، خانم ژاله دفتريان، آقای آريا آزرمنش، خانم شبنم شاهين نيا، آقای کيانوش شفيعی و بهرام. همچنين ، آقای مازيار قويدل از سوئد، آقای ميرفطروس از پاريس و آقای اردوخانی از بروکسل (که ميزبانی دکتر فرهنگ مهر و خانمشان را بعهده گرفتند) گرمترين سپاسهای خود را ارمغان کنم و از کوششهای آنها برای پيروزی اين همايش قدر دانی نمايم».
در اين همايش خارج از سخنرانان چهره ها يا نامهای آشنای کوشندگان پر ارج فرهنگی که از راه دور آمده بودند زياد به چشم ميخورد. از جمله: آقای منوچهر فرهنگی از اسپانيا، دکتر فرهنگ مهر و خانمشان بانو پريچهرو آقای الايار دبستانی از آمريکا، بانو مهر افزون ساسان فر ، بانو ليلی حاج عظيمی، بانو ژاله دفتريان و بانو سوسن بهنام و آقای فرامرز دادرس از فرانسه، آقای پارسا شيرخانی از نروژ، آقای مازيار قويدل و بانو زويا مجد از سوئد، بانو پور چيستا از انگلستان، بانو يزدان ستا ، بانو حقيقتی ، بانو ليلا تهرانی، آقای برهنه مرسوم و آقای سهراب موبد از آلمان، آقای مهر مهر آئين و آقای اسکندر سلطانی ( آريو) از هلند. يادآوری ميکنيم که آقای آريو فيلمبردار هستند واز سخرانيها فيلمبرداری کردند. کسانی که مايل به دريافت کپي از برنامه ها هستند ميتوانند به نشانی پست الکترونيکی ايشان تماس بگيرند: info@simorghfilm.com